از نقش جهان تا روایتی جهانی از هنر ایران

داستان بردبار از علاقه‌ای شخصی به قالی ایرانی آغاز شد؛ علاقه‌ای که به مرور به جست‌وجو، مطالعه و گردآوری آثاری انجامید که هرکدام چیزی فراتر از نقش و رنگ در خود داشتند.

هنرمندان بافنده

دستانی که به نقش جان می‌دهند

برای علی و حسین بردبار، قالی از ابتدا تنها یک شیء تزئینی یا کالایی برای خرید و فروش نبود. در هر اثر می‌شد نشانه‌هایی از یک جغرافیا، شیوه زندگی، مهارت، حافظه و نگاه هنری را دید؛ بخشی از فرهنگی که طی نسل‌ها در تار و پود ادامه پیدا کرده است.
همین نگاه، در سال ۱۳۷۸ به شکل‌گیری مجموعه بردبار انجامید.
نقطه آغاز

اصفهان، در همسایگی یک تاریخ زنده

بردبار فعالیت خود را در اصفهان و در نزدیکی میدان نقش جهان آغاز کرد؛ شهری که برای قرن‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز هنر، معماری، صنایع‌دستی و قالیبافی ایران بوده است.

حضور در چنین بستری تنها یک موقعیت جغرافیایی نبود. ارتباط روزمره با بازار، هنرمندان، قالی‌ها، دست‌بافته‌ها و آثار باقی‌مانده از دوره‌های مختلف، زمینه‌ای برای شناخت عمیق‌تر این هنر فراهم کرد.

در این فضا، تفاوت میان یک قالی معمولی و اثری که ارزش ماندگاری دارد، به تدریج از خلال جزئیات آشکار می‌شود؛ کیفیت بافت، انتخاب متریال، منطق نقش، خاستگاه اثر و دانشی که پشت شکل‌گیری آن قرار دارد.

برای بردبار، اصفهان نقطه‌ای بود که گردآوری به شناخت و شناخت به شکل‌گیری یک نگاه مستقل تبدیل شد.

فراتر از گردآوری

شناخت اثر، پیش از انتخاب آن

با گسترش مجموعه، نگاه بردبار نیز از گردآوری صرف فراتر رفت.

شناخت شیوه‌های بافت، مطالعه نقش‌ها و ترکیب‌های رنگی، بررسی متریال، توجه به خاستگاه آثار و ارتباط با بافندگان و هنرمندان به بخشی جدایی‌ناپذیر از مسیر مجموعه تبدیل شد.

هر قالی پیش از آنکه وارد مجموعه شود یا مبنای خلق اثری تازه قرار بگیرد، مجموعه‌ای از پرسش‌ها را پیش رو می‌گذارد:

چه کسی آن را بافته است؟
در کجا شکل گرفته؟
با چه متریالی؟
با چه تکنیکی؟
چه چیزی آن را از آثار مشابه متمایز می‌کند؟

این پرسش‌ها هنوز هم بخشی از شیوه نگاه بردبار به آثار هستند.

به همین دلیل، مجموعه امروز تنها از آثاری که توسط بردبار بافته شده‌اند تشکیل نشده است. در کنار آن‌ها، قالی‌ها و آثاری وجود دارند که در طول سال‌ها به دلیل ارزش تاریخی، هنری، تکنیکی یا روایی خود انتخاب و گردآوری شده‌اند.

از انتخاب تا خلق

زمانی که مجموعه به کارگاه نزدیک‌تر شد

شناخت قالی به مرور بردبار را به فرایند ساخت آن نزدیک‌تر کرد.

ارتباط با بافندگان، مطالعه تکنیک‌های مختلف و تجربه کار با متریال‌های گوناگون، امکان شکل‌گیری آثاری را فراهم کرد که صرفاً بازتولید نمونه‌های گذشته نبودند.

در برخی آثار، یک نقش تاریخی دوباره خوانده شد. در برخی دیگر، تکنیک یا متریال به نقطه اصلی تجربه تبدیل شد. گاهی نیز یک ایده تازه، در کنار دانش سنتی بافنده، مسیر شکل‌گیری اثر را تعیین کرد.

در این مرحله، بردبار دیگر فقط مجموعه‌ای برای نگهداری و انتخاب قالی نبود؛ بخشی از فعالیت مجموعه به خلق اثر نیز گسترش پیدا کرد.

این آثار امروز در کنار قالی‌های گردآوری‌شده، دو بخش مکمل از هویت بردبار را شکل می‌دهند: حفظ آنچه ارزش ماندن دارد و ادامه‌دادن آنچه هنوز امکان خلق دارد.

زبان‌های مختلف بافت

هر تکنیک، راهی متفاوت برای شکل‌دادن به اثر

یکی از بخش‌های مهم مسیر بردبار، شناخت و تجربه تکنیک‌های مختلف بافت بوده است.

قالی، گلیم، سوماک، مرواریدباف، سوپرفاین و پولونایز هرکدام منطق، ساختار و محدودیت‌های متفاوتی دارند. تفاوت آن‌ها تنها در ظاهر نهایی نیست؛ نوع تکنیک می‌تواند بر تراکم، سطح، جزئیات، متریال، زمان تولید و حتی نحوه دیده‌شدن نقش اثر بگذارد.

به همین دلیل، تکنیک بافت در مجموعه بردبار فقط یک مشخصه فنی نیست. یکی از اصلی‌ترین راه‌های شناخت هر قالی است.

کسانی که این مسیر را ادامه می‌دهند

هنر، بدون مهارت انسانی ادامه پیدا نمی‌کند

پشت بسیاری از آثار بردبار، ماه‌ها کار و تجربه بافندگانی قرار دارد که دانش بافت را در عمل می‌شناسند.

مهارت در انتخاب و کنترل نخ، حفظ ریتم بافت، اجرای جزئیات و درک رفتار متریال چیزی نیست که تنها از طریق یک طرح مکتوب منتقل شود. بخش مهمی از این دانش در تجربه شکل می‌گیرد و از نسلی به نسل دیگر ادامه پیدا می‌کند.

برای بردبار، ارتباط با بافندگان بخشی از خود اثر است؛ نه مرحله‌ای جدا از آن.

همین نگاه باعث شده توجه به انتقال دانش بافت به نسل‌های تازه نیز بخشی از مسیر مجموعه باشد. حضور کودکانی که در کنار بافندگان باتجربه با تار، پود و نخستین گره‌ها آشنا می‌شوند، یادآور این واقعیت است که حفاظت از یک میراث فقط به نگهداری آثار گذشته محدود نمی‌شود.

آثار منتخب

بعضی آثار، دلیل بیشتری برای ماندن دارند

آثار «منتخب» بردبار با مواد اولیه گران‌بها مانند نخ طلا، مهارت ویژه در بافت یا داستانی منحصربه‌فرد، جایگاهی متمایز در مجموعه دارند. ارزش این آثار، در کنار زیبایی، به ظرافت ساخت و پیشینه آن‌ها پیوند خورده است.